پرخوری یکی از مهم ترین عوامل افزایش وزن و چاقی در جهان امروز است، اما برخلاف تصور رایج، این رفتار تنها به ضعف اراده یا عادت های غذایی نادرست محدود نمی شود. پژوهش های جدید در حوزه نوروساینس نشان می دهند که بخش های مختلف مغز، انتقال دهنده های عصبی و سیستم پاداش نقش تعیین کننده ای در احساس گرسنگی، میل به غذا و کنترل اشتها دارند.
دانشمندان معتقدند شناخت عملکرد مغز در زمان غذا خوردن می تواند به توسعه روش های درمانی موثرتر برای مقابله با چاقی، اختلال پرخوری و سایر مشکلات مرتبط با تغذیه کمک کند. در همین راستا، یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به تشریح نقش مدارهای عصبی مغز در ایجاد و تداوم پرخوری پرداخته است.
پرخوری فقط به اراده افراد مربوط نمی شود
سال ها تصور می شد که پرخوری تنها نتیجه نداشتن اراده یا انتخاب های اشتباه غذایی است، اما یافته های علمی جدید این دیدگاه را تغییر داده اند. امروزه مشخص شده است که عوامل زیستی، روان شناختی و محیطی همزمان در شکل گیری رفتارهای غذایی نقش دارند و مغز یکی از مهم ترین بازیگران این فرآیند است.
هادی علیقلی، عضو هیأت علمی گروه علوم اعصاب دانشکده علوم و فناوری های نوین پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با اشاره به این موضوع اظهار کرد که چاقی و پرخوری علاوه بر عوامل محیطی و روان شناختی، به ساختار و عملکرد مدارهای عصبی مغز نیز وابسته هستند.
به گفته او، شناخت بهتر این مدارهای عصبی می تواند به درک دقیق تر علت پرخوری و طراحی درمان های موثرتر کمک کند.
مدار پاداش مغز چگونه باعث پرخوری می شود؟
یکی از مهم ترین بخش های مغز که در رفتارهای غذایی نقش دارد، مدار پاداش است. این شبکه عصبی هنگام انجام فعالیت های لذت بخش مانند غذا خوردن فعال می شود و احساس رضایت و لذت را در فرد ایجاد می کند.
در این مدار، ساختارهایی مانند ناحیه تگمنتوم شکمی و هسته اکومبنس با ترشح ماده ای به نام دوپامین، مغز را به تکرار رفتارهای لذت بخش تشویق می کنند. زمانی که فرد غذاهای پرچرب، شیرین یا پرکالری مصرف می کند، میزان ترشح دوپامین افزایش می یابد و همین موضوع میل به مصرف دوباره این غذاها را بیشتر می کند.
در پرخوری های هیجانی یا وسواس گونه، فعالیت بیش از حد این مدار می تواند باعث شود فرد حتی بدون احساس گرسنگی واقعی نیز به خوردن غذا ادامه دهد.
نقش قشر پیش پیشانی در کنترل اشتها

در مقابل مدار پاداش، بخش دیگری از مغز وظیفه کنترل رفتار و تصمیم گیری را بر عهده دارد. این بخش که قشر پیش پیشانی نام دارد، در مهار تکانه ها، برنامه ریزی و مقاومت در برابر وسوسه ها نقش اساسی ایفا می کند.
پژوهش ها نشان داده اند که در برخی افراد مبتلا به اختلال پرخوری، فعالیت این ناحیه کاهش پیدا می کند. در نتیجه توانایی فرد برای مقاومت در برابر هوس های غذایی کاهش یافته و احتمال مصرف بیش از اندازه غذا افزایش می یابد.
به همین دلیل بسیاری از متخصصان معتقدند پرخوری نتیجه برهم خوردن تعادل میان سیستم پاداش و سیستم کنترل کننده مغز است.
چگونه چرخه پرخوری ادامه پیدا می کند؟
زمانی که فرد بارها برای کاهش استرس، اضطراب یا احساسات منفی به غذا پناه می برد، مدارهای عصبی مغز به تدریج این رفتار را به یک الگوی ثابت تبدیل می کنند. در چنین شرایطی مغز یاد می گیرد که غذا راهی سریع برای ایجاد احساس آرامش و لذت است.
این فرآیند باعث شکل گیری چرخه ای می شود که در آن فرد پس از تجربه احساسات منفی، غذا می خورد، برای مدت کوتاهی احساس بهتری پیدا می کند و سپس دوباره دچار احساس گناه یا ناراحتی می شود. همین چرخه می تواند زمینه ساز اضافه وزن، چاقی و اختلال پرخوری باشد.
نوروساینس چه راهکارهایی برای درمان پرخوری ارائه می دهد؟
پیشرفت علوم اعصاب در سال های اخیر، مسیرهای تازه ای برای درمان پرخوری و چاقی ایجاد کرده است. امروزه پژوهشگران تنها بر رژیم غذایی یا ورزش تمرکز نمی کنند، بلکه به دنبال اصلاح عملکرد مدارهای عصبی مغز نیز هستند.
هادی علیقلی توضیح داد که روش هایی مانند تحریک مغناطیسی مغز و برخی داروهای موثر بر انتقال دهنده های عصبی می توانند به بازتنظیم مدارهای پاداش و تقویت عملکرد بخش های کنترل کننده مغز کمک کنند.
علاوه بر این، درمان های شناختی رفتاری نیز با آموزش مهارت های مدیریت استرس، کنترل هیجان و مهار تکانه ها، به افراد کمک می کنند رفتارهای غذایی خود را بهتر مدیریت کنند.
سبک زندگی چه تاثیری بر عملکرد مغز و اشتها دارد؟
عملکرد مغز تنها تحت تاثیر ژنتیک نیست و سبک زندگی نیز نقش مهمی در آن ایفا می کند. خواب ناکافی، استرس مزمن، مصرف زیاد غذاهای فرآوری شده، کم تحرکی و حتی استفاده بیش از اندازه از تلفن همراه می توانند تعادل هورمون ها و مدارهای عصبی مرتبط با اشتها را بر هم بزنند.
در مقابل، خواب کافی، فعالیت بدنی منظم، مصرف مواد غذایی سرشار از فیبر و پروتئین، کاهش استرس و تمرین ذهن آگاهی می توانند به بهبود عملکرد مغز و کنترل بهتر اشتها کمک کنند. به همین دلیل متخصصان درمان چاقی، اصلاح سبک زندگی را در کنار درمان های پزشکی ضروری می دانند.
نتیجه گیری
پژوهش های جدید نشان می دهند که پرخوری تنها به اراده افراد وابسته نیست و مدارهای عصبی مغز، سیستم پاداش و بخش های مسئول کنترل رفتار، نقش بسیار مهمی در شکل گیری این اختلال دارند. درک بهتر این ساز و کارها، نگاه دانشمندان به درمان چاقی و اختلالات خوردن را متحول کرده است.
با پیشرفت نوروساینس، روش های درمانی نوینی مانند تحریک مغزی، داروهای هدفمند و مداخلات شناختی رفتاری در کنار اصلاح سبک زندگی، می توانند به کنترل بهتر پرخوری و کاهش خطر چاقی کمک کنند. این یافته ها نشان می دهند که مقابله با پرخوری نیازمند رویکردی جامع است که هم سلامت مغز و هم رفتارهای روزمره افراد را در بر بگیرد.


