پژوهشگران در بزرگ ترین مطالعه ژنتیکی انجام شده درباره اختلال شخصیت مرزی، ۱۱ ناحیه مستقل در ژنوم انسان و ۹ ژن دارای ارتباط احتمالی با این اختلال را شناسایی کرده اند. نتایج این تحقیق می تواند مسیر شناخت بهتر عوامل زیستی اختلال شخصیت مرزی را هموار کند و در آینده به طراحی درمان های دقیق تر و هدفمندتر کمک کند.
این یافته ها به معنای کشف یک «ژن اختلال شخصیت مرزی» نیستند. اختلال شخصیت مرزی مانند بسیاری از اختلالات روانپزشکی، تحت تاثیر مجموعه بزرگی از عوامل ژنتیکی و محیطی قرار دارد. هر کدام از گونه های ژنتیکی شناسایی شده اثر کوچکی بر احتمال ابتلا دارند و وجود آن ها به تنهایی نمی تواند مشخص کند که یک فرد به این اختلال مبتلا خواهد شد.
مطالعه جدید در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ در مجله علمی Nature Genetics منتشر شده و بزرگ ترین مطالعه ارتباط گسترده ژنومی درباره اختلال شخصیت مرزی تا امروز به شمار می رود.
اختلال شخصیت مرزی چیست؟
اختلال شخصیت مرزی یا BPD یکی از اختلالات پیچیده سلامت روان است که می تواند بر احساسات، رفتار، تصویر فرد از خود و روابط او با دیگران تاثیر بگذارد. نشانه های این اختلال در افراد مختلف شدت و شکل یکسانی ندارند و تشخیص آن تنها باید توسط روانپزشک یا روانشناس بالینی انجام شود.
افراد مبتلا ممکن است تغییرات شدید خلقی، ترس از طرد شدن، احساس مزمن پوچی، رفتارهای تکانشی و دشواری در حفظ روابط پایدار را تجربه کنند. برخی افراد نیز ممکن است با خودآسیب رسانی، افکار خودکشی یا واکنش های عاطفی بسیار شدید روبه رو شوند.
نشانه های رایج اختلال شخصیت مرزی می توانند شامل موارد زیر باشند:
- بی ثباتی شدید در احساسات و خلق
- ترس زیاد از رها شدن یا طرد شدن
- روابط عاطفی پرتنش و ناپایدار
- تغییر مکرر در تصویر فرد از خود
- رفتارهای تکانشی و پرخطر
- احساس خشم شدید یا کنترل دشوار خشم
- احساس پوچی و بی معنایی
- خودآسیب رسانی یا افکار خودکشی
وجود یک یا چند مورد از این نشانه ها لزوما به معنای ابتلا به اختلال شخصیت مرزی نیست. تشخیص این اختلال به بررسی کامل سابقه فرد، شدت نشانه ها و تاثیر آن ها بر زندگی روزمره نیاز دارد.
بزرگ ترین مطالعه ژنتیکی اختلال شخصیت مرزی چگونه انجام شد؟
برای شناسایی تفاوت های ژنتیکی مرتبط با اختلال شخصیت مرزی، پژوهشگران از روش مطالعه ارتباط گسترده ژنومی یا GWAS استفاده کردند. در این روش، میلیون ها گونه ژنتیکی در افراد مبتلا و افراد بدون اختلال با یکدیگر مقایسه می شوند تا تفاوت های آماری معنادار مشخص شوند.
مرحله اصلی این پژوهش شامل اطلاعات ژنتیکی ۱۲ هزار و ۳۳۹ فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و یک میلیون و ۴۱ هزار و ۷۱۷ فرد گروه کنترل بود. پژوهشگران سپس یافته ها را در گروه دیگری شامل ۶۸۵ فرد مبتلا و ۱۰۷ هزار و ۷۵۰ فرد گروه کنترل بررسی کردند. تمام شرکت کنندگان وارد شده در تحلیل اصلی، تبار ژنتیکی اروپایی داشتند.
پژوهشگران با ترکیب داده های چندین بانک ژنتیکی و گروه مطالعاتی بین المللی توانستند قدرت آماری تحقیق را افزایش دهند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا اثر هر گونه ژنتیکی در اختلالات پیچیده روانپزشکی معمولا بسیار کوچک است و تنها در نمونه های بزرگ قابل شناسایی می شود.
شناسایی ۱۱ ناحیه ژنومی و ۹ ژن مرتبط
مهم ترین نتیجه این پژوهش، شناسایی ۱۱ ناحیه مستقل در ژنوم بود که با افزایش احتمال ابتلا به اختلال شخصیت مرزی ارتباط آماری داشتند. در داخل یا نزدیکی این نواحی نیز ۹ ژن دارای نقش احتمالی شناسایی شدند.
منظور از ناحیه ژنومی، بخشی از DNA است که ممکن است چندین ژن یا عناصر تنظیم کننده فعالیت ژن ها را در خود جای دهد. پیدا شدن یک ناحیه مرتبط لزوما به معنای آن نیست که پژوهشگران عملکرد دقیق ژن مسئول را مشخص کرده اند. برای اثبات نقش هر ژن، آزمایش های سلولی، مطالعات مغزی و تحقیقات عملکردی بیشتری لازم است.
این یافته ها نخستین شواهد قدرتمند در مقیاس گسترده ژنوم برای شناسایی عوامل خطر ژنتیکی اختلال شخصیت مرزی محسوب می شوند. مقاله منتشر شده در Nature نیز این تحقیق را نخستین مطالعه ای توصیف کرده است که با چنین حجم نمونه ای، نواحی ژنتیکی مشخص مرتبط با این اختلال را نشان می دهد.
اختلال شخصیت مرزی یک بیماری چندژنی است

پژوهش جدید نشان می دهد اختلال شخصیت مرزی یک وضعیت چندژنی است. به این معنا که صدها یا احتمالا هزاران تفاوت ژنتیکی کوچک می توانند در کنار عوامل محیطی، احتمال بروز نشانه های اختلال را افزایش یا کاهش دهند.
پژوهشگران وراثت پذیری مبتنی بر گونه های رایج ژنتیکی را حدود ۱۷ درصد برآورد کردند. این عدد نباید به این شکل تفسیر شود که ژنتیک تنها علت ۱۷ درصد از موارد ابتلا است یا ۱۱ ناحیه شناسایی شده به تنهایی ۱۷ درصد خطر را ایجاد می کنند. این برآورد بیان می کند که بخشی از تفاوت احتمال ابتلا در جمعیت مورد مطالعه با مجموعه گونه های ژنتیکی رایج قابل توضیح بوده است.
عوامل محیطی نیز نقش مهمی دارند. تجربه تروما، بدرفتاری در دوران کودکی، بی ثباتی خانوادگی و فشارهای اجتماعی می توانند با استعداد ژنتیکی فرد تعامل داشته باشند. بنابراین ژن ها سرنوشت قطعی فرد را تعیین نمی کنند و وجود زمینه ژنتیکی به معنای ابتلای حتمی نیست.
همپوشانی ژنتیکی با سایر اختلالات روانی
یکی از مهم ترین یافته های مطالعه، همپوشانی ژنتیکی اختلال شخصیت مرزی با چند اختلال روانپزشکی و ویژگی رفتاری دیگر بود. این نتیجه می تواند توضیح دهد چرا برخی مشکلات سلامت روان به طور همزمان در یک فرد دیده می شوند.
پژوهشگران ارتباط ژنتیکی قابل توجهی میان اختلال شخصیت مرزی و اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی اساسی، اختلال نقص توجه و بیش فعالی و رفتارهای ضداجتماعی مشاهده کردند. پژوهش های پیشین نیز همپوشانی ژنتیکی این اختلال را با افسردگی، اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنی گزارش کرده بودند.
این همپوشانی به معنای یکسان بودن این اختلالات نیست. هر بیماری معیارهای تشخیصی، نشانه ها و مسیر درمانی متفاوتی دارد. با این حال، برخی فرایندهای زیستی مشترک ممکن است در تنظیم هیجان، کنترل تکانه، پاسخ به استرس یا عملکرد بخش هایی از مغز نقش داشته باشند.
ارتباط ژنتیکی با بیماری های جسمی
نتایج مطالعه تنها به اختلالات روانی محدود نبود. پژوهشگران ارتباطات ژنتیکی میان اختلال شخصیت مرزی و برخی مشکلات جسمی، از جمله دیابت و بیماری مزمن انسدادی ریه را نیز گزارش کردند.
وجود همبستگی ژنتیکی به معنای آن نیست که اختلال شخصیت مرزی مستقیما باعث این بیماری ها می شود. عواملی مانند مصرف دخانیات، سبک زندگی، فشار روانی مزمن، دسترسی کمتر به خدمات درمانی و عوارض برخی داروها نیز ممکن است در افزایش مشکلات جسمی نقش داشته باشند.
این یافته اهمیت مراقبت جامع از بیماران را نشان می دهد. درمان نباید فقط بر نشانه های روانی تمرکز کند، بلکه بررسی وضعیت جسمی، خواب، تغذیه، مصرف مواد، بیماری های زمینه ای و کیفیت زندگی نیز باید بخشی از برنامه درمان باشد.
آیا این کشف به تولید داروی جدید منجر می شود؟
شناسایی عوامل ژنتیکی می تواند به پژوهشگران کمک کند مسیرهای زیستی مرتبط با بیماری را بهتر بشناسند. با این حال، فاصله میان کشف یک ناحیه ژنتیکی و تولید یک داروی موثر معمولا طولانی است و به مطالعات متعدد نیاز دارد.
در حال حاضر هیچ دارویی به طور اختصاصی برای درمان تمام نشانه های اصلی اختلال شخصیت مرزی تایید نشده است. درمان های روانشناختی ساختارمند، از جمله رفتار درمانی دیالکتیکی، درمان مبتنی بر ذهنی سازی و طرحواره درمانی، از مهم ترین روش های درمان این اختلال به شمار می روند. داروها ممکن است برای کنترل برخی نشانه ها یا اختلالات همراه تجویز شوند، اما جایگزین روان درمانی نیستند.
پژوهشگران امیدوارند نتایج ژنتیکی در آینده به شناسایی اهداف دارویی جدید یا استفاده متفاوت از داروهای موجود کمک کند. با این حال، یافته های فعلی هنوز کاربرد مستقیم برای آزمایش ژنتیکی، تشخیص فردی یا انتخاب دارو ندارند.
جمع بندی
شناسایی ۱۱ ناحیه ژنومی و ۹ ژن مرتبط با اختلال شخصیت مرزی، گام مهمی در شناخت مبانی زیستی این اختلال است. این پژوهش نشان می دهد اختلال شخصیت مرزی ساختاری پیچیده و چندژنی دارد و با برخی اختلالات روانی، ویژگی های رفتاری و بیماری های جسمی، زمینه ژنتیکی مشترک نشان می دهد.
با این حال، نتایج این مطالعه نباید به ساده سازی یا برچسب زدن ژنتیکی افراد منجر شود. هیچ ژن واحدی مسئول اختلال شخصیت مرزی نیست و عوامل ژنتیکی تنها بخشی از تصویر را تشکیل می دهند. محیط، تجربه های زندگی، روابط، تروما و دسترسی به درمان نیز در شکل گیری و شدت نشانه ها نقش دارند.
این کشف هنوز به معنای ارائه آزمایش ژنتیکی یا درمان دارویی تازه نیست، اما پایه مهمی برای پژوهش های آینده فراهم می کند. شناخت دقیق تر تعامل میان ژن ها و عوامل محیطی می تواند در سال های آینده به تشخیص بهتر، درمان های شخصی تر و کاهش انگ اجتماعی مرتبط با اختلال شخصیت مرزی کمک کند.


